اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

914

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

ثم قال : « و قال ابو العباس بن عطاء ادنى منازل المرسلين اعلى مراتب النبيين و ادنى منازل الانبياء اعلى مراتب الصديقين و ادنى منازل الصديقين اعلى مراتب الشهداء و ادنى منازل الشهداء اعلى مراتب الصالحين و ادنى منازل الصالحين اعلى مراتب المؤمنين » . و اين ترتيب پيش ياد كرده‌ايم ، و لكن مثل اين به شاهد آن است كه سلطانى باشد و وى را رعيت باشد و مرتزقه باشد . آن مرتزقه اندر جنب رعيت خاص باشد ، و آن رعيت اندر جنب ايشان عام ، و چون خواهد كه از رعيت كسى را به مقام خصوص برد اين كس را از اهل ديوان گرداند ، باز رجاله‌اى چند در جنب سواران عام‌اند و سواران در جنب رجاله خاص . باز سواران در جنب قائدان عام‌اند در جنب خاص و خاص‌اند اندر مقام خويش . باز حجاب در جنب وزرا عام‌اند در جنب خاص و خاص‌اند در مقام خويش . و وزرا اخص خصوص‌اند ، و از وزرا خاص‌تر آن كس باشد كه ملك را مراد او به كار بايد . پس هركه به مرتبت فروتر است توسل وى به ملك بدان‌كس باشد كه از وى برتر است ؛ و آن كس كه اخص خصوص است توسل وى به ملك هم ملك است . اين مثلى است كه ياد كرديم تا مراتب خلق اندر صحبت حق تعالى بدين مثل مستمعان را ظاهر گردد ؛ و سر اين آن است كه ما گفتيم كه اخص خواص آن كس است كه ملك را مراد وى به كار است . و از جمله خلق اين وصف نيافتيم مگر مصطفى را صلى الله عليه و سلم ؛ و آن آنست كه حق تعالى ياد كرد : وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى . همه رضاى ما مىجويند و ما رضاى تو مىجوييم . جويندگان رضاى ما عام‌اند ، و آنكه ما رضاى او جوييم خاص . هر چند همه خاص‌اند اندر مقام خويش اندر جنب مقام تو عام‌اند . خاصى كه از وى خاص‌تر نيست آن تويى .